ژبښودنه

اسم کلمه ایست که برای نامیدن شخص، شی و مکان استفاده می شود.

مثال:

افغانستان

احمدشاه بابا

هرات

پښتون زرغون

زرغونه انا

رحمان بابا

کابل

خواجه عبدالله انصاري

میوند ملالۍ

ښوونځی

ولسوالۍ

هېواد

اسم از لحاظ مفهوم ومعنی

اسم از لحاظ مفهوم ومعنی به پنج قسم می باشد.

۱:- اسم خاص

۲:- اسم عام

۳:- اسم جنس

۴:- اسم جمعیت

۵:- اسم مجرد

۱ : اسم خاص:-

معرفی کردن یک شخص، یک شی و یک مکان بطور خاص را نام خاص گویند.

(اسم خاص آن اسم را گویندکه مانند آن وجود نداشته باشد)

مثال:

میرویس نیکه، هرات، فراه رود، کمال الدین بهزاد، سپینه ادې، شین ډنډ، توره غونډۍ وغیره ...

۲: اسم عام :- عبارت از آن نام است که به یک شی، مکان و یا شخص خاص دلالت نکند.

(اسم عام آن اسم است، که مانندآن زیاد وجودداشته باشد).

مثال:

هلک، بارکزی،يوسفزی، کتاب، موټر، وردک ، کتابتون

۳: اسم جنس:- اسم را گویند که به کم و زیاد یکسان دلالت کند.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

اوبه

آب

۲

غوړي

روغن

۳

غنم

گندم

۴

تېل

تیل

۴: اسم (جمع) جمعیت:- آن اسم راگویند که به لفظ مفردباشد، ولي در معنی به یک گروپ و یا جمعیت دلالت کند.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

لښکر

لشکر

۲

اولس

مردم، ملت

۳

جرګه

مجلس، جرگه

۴

رمه

رمه

۵: اسم مجرد:- آن نام راگویند که قابل لمس ودید نباشد.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

عقل

عقل

۲

پوهه

علم

۳

ویره

ترس

۴

ږغ

صدا

***

اسم از لحاظ ترکيب

اسم از لحاظ ساختار به دو قسم می باشد.

۱:- اسم مرکب ۲:- اسم بسیط

مثال:

۱: اسم مرکب:- عبارت ازاسم می باشد که از دو یا چندین کلمه ساخته شده باشد.

احمدشاه بابا واټ، فراه رود، کمال الدین بهزاد واټ

۲: اسم بسیط:- عبارت از اسم می باشد که از یک کلمه مفرد تشکیل شده باشد و به کدام ترکیبي ضرورت نداشته باشد.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

اور

آتش

۲

لاس

دست

۳

زړه

قلب

۴

پښه

پا

۵

ښځه

زن

۶

سړی

مرد، شخص

۷

ډبره

سنگ

۸

کوربه

میزبان

۹

مېلمه

مهمان

۱۰

ګل

گل

***

اسم مذکر و مؤنث

تمام اسم ها از لحاظ کیفیت و جنسیت در زبان پشتو به دوقسم می باشد.

۱:- مذکر (نرینه) ۲:- مؤنث ( ښځینه)

برای شناختن نام مونث ومذکر در زبان پشتو از طریقه های ذیل استفاده می شود.

شنا ختن اسم مذکر

اسم مذکر رامی توانیم از نشانه های ذیل بشناسیم.

۱:-اسم های که ، آخرین کلمه آن بی صدا یا کانسوننت باشد.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

کور

خانه

۲

هېواد

کشور، وطن

۳

کتاب

کتاب

۴

هلک

بچه

۵

خوله

دهن

۶

لمر

آفتاب

۷

درمل

دوا، ادویه

۸

پړانګ

پلنګ

۹

ټال

ګاز

یادداشت:- بعضی نام های وجود دارد، که آخرین حرف آن بی صدا بوده، ولی خود لغت مونث می باشد.

· نام های فاميلی مثل خور، مور، ترور وغیره

· لغات مانند ستن، مېچن، څنګل ، لار، ورځ ، وریځ وغیره ، مستثنی می باشد.

۲:-تما م آن نام های که به حرف ( ی ay) ختم می شوند.

مثال:

سړی ، زمری، پردی، لرګی ، تږی،وږی، پسرلی وغیره

۳:-اسم های که به حرف (و u ) ختم می شوند.

مثال:

تالو، سالو، پټو، ټټو وغیره.

۴:- اسم های که به (ه) فتحه دار ختم شده باشد.

مثال:

تره، وراره، زړه، نیکه،پسه، لېوه، ساړه وغیره.

یادداشت:- بعض لغات مانند، خوله،چاړه، ویاله، ترله، میره و دیگر لغات حالت استثنایی دارد.

۵:- اسم های که به حرف (ي i=) ختم شده باشد.

مثال:

موچي، صوفي، جوالي، چرسي وغیره.

۶:- اسم های که به حرف واوطولانی (o) ختم شده باشد.

مثال:

سدو، جانو، کاکو، ګلو وغیره.

***

شنا ختن اسم مؤنث

اسم مونث رامی توانیم از نشانه های ذیل بشناسیم.

۱:- اسم های که به حرف ( ا=a) ختم شده باشند.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

آریانا

آریانا

۲

آسیا

آسیا

۳

خندا

خنده

۴

ژړا

گریه

۵

بلا

مصیبت، بلا

۶

کلا

قلعه

۷

سا

نفس

(کاکا، ماما، ملا و بعضي لغات ديگر حالت استثنايي است)

۲:- اسم های که به حرف (ــه ، ه ) ختم شده باشند.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

ونه (درخته)

درخت

۲

ښځه

زن

۳

پرخه

شبنم

۴

څانګه

شاخه، بخش

۵

لښته

چوب

۶

ګوته

پنجه

۷

پزه

بیني

۸

شونډه

لب

۹

جرګه

مجلس، جرگه

۱۰

ژبه

زبان

۳:-اسم های که به حرف یا یي دنباله دار (ۍ ) ختم شده باشند.

مثال:

شماره

لغت

معنی

۱

کړکۍ

کلکین (پنجره)

۲

خولۍ

کلاه

۳

څپلۍ

چپلي

۴

چوکۍ

چوکی

۵

کورنۍ

خانواده، فامیل

۶

تورپیکۍ

تورپیکی نام است

۴:- اسم های که به حرف ( ې) ختم شده باشند.

مثال:-

شماره

لغت

معنی

۱

ادې

بی بی، مادر کلان

۲

ناوې

عروس

۳

شیدې

شیر

۴

مستې

ماست

۵

خاورې (خاوري )

خاک

۶

ایرې

خاکستر

۵: اسم که به حرف (و) طولانی ختم شده باشد .

مانند: ښارو، زانګو، لامبو

۶: اسم که به حرف (ي) ختم شده باشد .

مانند: بیاتي ، غیچي ، دوستي ، ښادي ، خپلوي

امادر صفات نسبتي این حرف (ي) برا ی مذکر استفاده می شود.

مانند: دوبي ، موچي ، ربابي